خدایا
مرا به حال خود مگذار که محتاجتم
پروردگار مرا ببخش
مرا که سر تا پا گناهم
خدايا تو با سکوتت به من مي فهماني که عاشقي
عاشق بندگانت
هرکه را که عاشق باشد سکوت مي کند
ولي من....
من هنوز عاشق نشده ام که بخواهم سکوت کنم
پس خدايا سکوتم را نيز از خودت مي خواهم
فقط از خودت
پروردگار عزيزم
.........
بگو
با من حرف بزنم
بگو
.......
خدايا از خودم بدم مياد. تو چقدر صبوري و من...
خدايا از تو خجالت ميکشم
موندم با چه رويي بيام سراغت
تويي که اين همه نشانه از خود به جا گذاشتي و من کور شدم
هم کور هم نا شنوا
کاش زبان تو را مي دانستم... کاش مي دانستم
تا اينگونه ..... نگويم
خدايا نزار حرفام شعار بشه
خدايا نزار
تمنا مي کنم... پروردگار من التماست ميکنم
ببين چگونه صدايت مي کنم... عاجز عاجزم
ببين
دارم داد مي زنم.... ببين از ته دلم دارم صدات ميکنم
پرورگارا ، فقط فقط يک اشاره ي کوچک
پروردگارا باز هم صبر مي کنم ...باز هم
کمکم کن ..........محتاجم
خدایا من اگر بد باشم تو را بنده های خوب بسیار است،،،اما تو اگر مدارا نکنی من را خدای دیگر کجاست